No. 103

ظهور کُن!

در

یک نیمه شبِ

دِلخون،

تا

افسانه ی مُنجیان

به

حقیقت بپیوندد...
۱۹/۸/۹۱ - ۲۳:۴۲

No. 102

سروِ

خرامانِ ابیاتِ حافظ! *

به

شانه ی هیچ

دیواری

تکیه نکن!

که

برای تو

دماوندی می شوم

تا همیشه

اُستوار...
۱۳/۷/۹۱ - ۲۱:۰۲

خاکسترینوشتــــــ:
* هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نرود...

No. 101

یک

نیمه شبِ تاریک

آنقدر

در آغوشِ هم

گُم شدیم

که از تو هیچ نماند

و من

سالهاست که

سرگردان تر از همیشه

به دنبالِ

تارِ مویی از تو

بر لباسم می گردم...
30/11/90 – 23:42