No. 113

لعنت به

یاد ها

به یاد ها

یاد نه!

حریقِ بی رحمی

که

به شُعله می اَندازد

خرمنِ غم آلودِ

انسانی

خسته را

در

دوردستِ

بی سرنوشت . . .

لعنت !
۱۲/۴/۹۱ - ۱۵:۰۲

خاکسترینوشتــــــ:
دوستانی که لطف کرده و اینجا را لینک کرده اند
                 لطفاً عنوانِ وبلاگ را به عنوانِ جدید تغییر دهند . . .

No. 112

وهمِ خالی تر از احساساتِ تو
جـا گـرفـتـه لای تـحـقـیـرِ تــنم
حلقه بر درهای سنگی می زنم
می زنی زنگ تو را از رفتنم!

در نـوای طـعـنـه دارِ سـاعـتـت
این هجومِ لحظه می میرد مرا
هاری سگ های چشمِ مشکی ات
وحشیانه وااااای!
می گیرد مرا . . .

خاکسترینوشتــــــ:
دوستان!
به جُز پُست هایی که در قسمتِ "درباره ی وبلاگ" نوشتم
همه ی پُست های دیگر،
از نوشته های خودم هستند و خواهند بود . . .
بی تاریخ یا با تاریخ !

No. 111

فردا

کودکِ تا ابد

نداشته ام را

به

آغوش می کشم،

تو را

نشانش می دهم

و

با بُغض می گویم:

ببین !

در تمامِ

آرزوهایم

"او"

مادرِ تو بود . . .
۹/۸/۹۱ - ۱:۲۹ صُبح!